تبلیغات
دینی زندگی ( سبزوارفاز) - مجموعه ای از صداهای خام راوی فتح از مجموعه اول روایت فتح

مجموعه ای از صداهای خام راوی فتح از مجموعه اول روایت فتح

جمعه 25 اردیبهشت 1394 11:26 ب.ظ

نویسنده : مرتضی کریم آبادی
روز دوم عملیات، در كنار آن جاده‌ای كه محورهای عملیاتی را به یكدیگر می‌پیوست، بسیجی‌های تازه‌نفس می‌رفتند تا خود را به خط برسانند و جانشین مجاهدانی شوند كه شب گذشته عمل كرده بودند... بسیجی‌ها، با اینكه اكثراً چهره‌های خود را سیاه كرده بودند، اما نور محمدی، همان نوری كه اولین و مقرب‌ترین مخلوق خداست، از صورت‌های شاداب و پرنشاطشان ساطع بود، و به‌راستی شیرین‌تر از این لحظات را كجا می‌توان سراغ كرد؟

بگذار اغیار هرگز در نیابند كه این قلب‌های ما از چه اشتیاق و شور و نشاطی مالامال است و روح ما در چه ملكوتی شادمانه سر می‌كند و سر ما در هوای كدامین یار خود را از پا نمی‌شناسد. بگذار اغیار هرگز در نیابند.


چه روزگار شگفتی! تاریخ آینده‌ی كره‌ی ارض بارور حوادثی بس شگفت است، حوادثی كه مجد و عظمت جهانگیر اسلام را در پی خواهد داشت. و این‌همه را تنها كسی در می‌یابد كه‌منتظر است و بوی یار را از فاصله‌ای نه چندان دور می‌شنود و هر لحظه انتظار می‌كشد تا صدای «انا المهدی» از جانب قبله بلند شود و او را به سوی خویش فرا خواند. راهیان كربلا را بنگر كه چگونه به مقتضای انتظار عمل كرده‌اند و به جبهه‌ها شتافته‌اند. آری، این مقتضای انتظار است.

قرن‌هاست كه فریاد «هل من ناصر» سیدالشهدا(ع) پهنه‌ی زمان را پیموده است و چون نفخات حیات‌بخش روح القدس بر هر زمین مرده‌ای كه گذشته است آن را به حیات عشق بارور ساخته و اینچنین، همه‌ی تاریخ تو گویی روزی بیش نیست و آن روز عاشوراست. راهیان كربلا را بنگر و به یاد آر ورق‌پاره‌های تقویم تاریخ را كه می‌گوید هزار و سیصد و چهل و پنج سال است كه از عاشورا می‌گذرد. و تو از خود می‌پرسی: پس این‌همه شور و اشتیاق و این‌همه شتاب در این راهیان شیدایی كربلا از چیست؟ اینان آنچنان مشتاقانه به جبهه‌ها می‌پیوندند كه تو گویی هنوز كاروان سال ٦١ هجری قمری به بیابان پردرد و بلای كربلا نرسیده است. مگر آنان سر مبارك امام شهید را بر فراز نیزه ندیده‌اند؟ اما نه، از عاشورای سال ٦١ هجری قمری، دیگر زمان از عاشورا نگذشته است و همه‌ی روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو می‌گردد تا ببینند كه چون صدای «هل من ناصر» امام عشق برخیزد چه می‌كنیم...

آن دیگری هم بر فراز كوهی از آهن نشسته بود و خاكریز می‌زد و با خود زمزمه می‌كرد: «رزمندگان تا كربلا راهی نمانده.» و همه جا جلوه‌های شگفت‌آور حضور تجلی داشت؛ حضور امت را می‌گویم.

چه روزگار شگفتی! همه‌ی تاریخ در اینجا حاضر است.
برگرفته از فیلم "شب عاشورایی"
ردیف نام پخش کلیپ اجرا

حجم
(KB)

1

غروب نزدیك می‌شود و تو گویی تقدیر زمین از همین حاشیه‌ی اروندرود است كه تعیین می‌گردد. و مگر به‌راستی جز این است؟

بچه‌ها آماده و مسلح، با كوله‌پشتی و پتو و جلیقه‌های نجات، در میان نخلستان‌های حاشیه‌ی اروند، آخرین ساعات روز را به سوی پایان خوش انتظار طی می‌كنند. اینها بچه‌های قرن پانزدهم هجری قمری هستند؛ هم آنان كه كره‌ی زمین قرن‌هاست انتظار آنان را می‌كشد تا بر خاك بلادیده‌ی این سیاره قدم گذارند و عصر ظلمت و بی‌خبری را به پایان برسانند...

و اینك آنان آمده‌اند، با سادگی و تواضع، بی‌تكلف و صمیمی، در پیوند با آب و درخت و آسمان و خاك و باران... و پرندگان. و تو هم كه از غرورآباد پرتكلف نفس اماره راه گم كرده‌ای و به‌یكباره خود را در میان این بندگان مطیع خدا یافته‌ای، حس می‌كنی كه به بركت آنان، با همه چیز، آب و درخت و آسمان و خاك و باران و پرندگان و دیگر انسان‌ها پیوند خورده‌ای و بین تو و رب العالمین هیچ چیز نمانده است و دائم الصلوة شده‌ای.

غروب نزدیك می‌شود و انتظاری خوش، دل بی‌تاب تو را در خود می‌فشارد.

این نخلستان‌ها مركز جهان است و اگر باور نداری، خود به خیل این یاوران صاحب الزمان بپیوند تا دریابی كه چه می‌گویم. مگر نه این است كه زمان در كف صاحب الزمان است و اینان نیز یاوران او؟ مگر نه اینچنین است كه خداوند انسان را برای خلیفة اللهی آفریده است؟ و مگر نه اینچنین است كه انسان را عبودیت حق به خلیفة اللهی می‌رساند؟

این نخلستان‌ها مركز جهان است، چرا كه بهترین بندگان خدا، یعنی بنده‌ترین بندگان خدا در اینجا گرد آمده‌اند تا بر صف كفر بتازند و بند از اسرای شب بر گیرند و آیینة فطرت‌ها را از تیرگی گناه بزدایند و كاری كنند تا جهان بار دیگر اهلیت ولایت نور را پیدا كند.

بعضی‌ها وضو می‌گیرند و بعضی دیگر پیشانی‌بندهایی را كه رویشان نوشته شده است «زائران كربلا» بر پیشانی می‌بندند. در اینجا و در این لحظات، دل‌ها آنچنان صفایی می‌یابد كه وصف آن ممكن نیست. گفتم كه هیچ چیز در میانه‌ی تو و رب العالمین باقی نمی‌ماند _ خود تو، آن كه به او می‌گویی من. و در اینجا دیگر منی در میانه نیست؛ من می‌میرد و همه به هم پیوند می‌خورند. آن‌گاه دست‌ها در هم گره می‌خورند و دیگر رها نمی‌شوند.


1,656
2 آیا می‌خواهی آخرین ساعات روز را در میان خط شكن‌ها باشی؟ امشب شب عاشوراست. تو هم بیا و در گوشه‌ای بنشین و این جماعت عشاق را تماشا كن. بیا و بعثت دیگرباره‌ی انسان را تماشا كن. خداوند بار دیگر انسان را برگزیده است... بیا و بعثت دیگرباره‌ی انسان را تماشا كن. خداوند بار دیگر توبه‌ی انسان را پذیرفته و او را برای خویش برگزیده است.

اینان دریادلان صف‌شكنی هستند كه دل شیطان را از رعب و وحشت می‌لرزانند و در برابر قوه‌ی الهی آنان، هیچ قدرتی یارای ایستایی ندارد. اما مگر نشنیده‌ای كه آن اسدا الغالب، آن حیدر كر‌ار صحنه‌های جهاد كه چون فریاد به تكبیر بر می‌داشت و تیغ بر می‌كشید، عرش از تكبیر و تهلیل ملائك پر می‌شد و رعد بر سپاه دشمن می‌غرید و دروازه‌ی خیبر فرو می‌افتاد، او نیز شب كه می‌شد... چه بگویم؟ از چاه‌های اطراف كوفه بپرس كه هنوز طنین گریه‌ها و ناله‌های او را به خاطر دارند.

اگر سلاح مؤ‌من در جهاد اصغر تیغ دو دم است و تیر و تفنگ، سلاح او در جهاد اكبر اشك‌ و آه و ناله به درگاه خداست. و اگر راستش را بخواهی، آن قدرتی كه پشت شیطان را می‌شكند و آمریكا را از ذروه‌ی دروغین قدرت به زیر می‌كشد این گریه‌هاست.

اینها بچه‌های قرن پانزدهم هجری قمری هستند، هم آنان كه كره‌ی زمین قرن‌هاست كه انتظار آنان را می‌كشد تا بر خاك مبتلای این سیاره قدم گذارند و عصر بی‌خبری و جاهلیت ثانی را به پایان برسانند.

عصر بعثت دیگرباره‌ی انسان آغاز شده است و اینان منادیان انسان تازه‌ای هستند كه متولد خواهد شد، انسانی كه خداوند بار دیگر توبه‌ی او را پذیرفته و او را بار دیگر برگزیده است.

گریه تجلی آن اشتیاق بی‌انتهایی است كه روح را به دیار جاودانگی و لقای خداوند پیوند می‌دهد و اشك، آب رحمتی است كه همه‌ی تیرگی‌ها را از سینه می‌شوید و دل را به عین صفا، كه فطرت توحیدی عالم باشد، اتصال می‌بخشد.

ساعتی بیش به شروع حمله نمانده است و اینجا آیینه‌ی تجلی همه‌ی تاریخ است. چه می‌جویی؟ عشق؟ همین‌جاست. چه می‌جویی؟ انسان؟ اینجاست. همه‌ی تاریخ اینجا حاضر است. بدر و حنین و عاشورا اینجاست و شاید آن یار، او هم اینجا باشد. این شاید كه گفتم از دل شكاك من است كه بر آمد؛ اهل یقین پیامی دیگر دارند

1,446
3 صبح پیروزی هر چند هنوز فضا از نم باران آكنده بود، اما آفتابِ دل مؤ‌منین همه را گرم می‌داشت. ما وظیفه‌ی روایت فتح را بر عهده داشتیم، اما كدام زبان و بیانی و چگونه از عهده‌ی روایت آنچه می‌گذشت بر می‌آید؟ این جوانان نسل تازه‌ای هستند كه در كره‌ی زمین ظهور كرده است و وظیفه‌ی دگرگونی عالم را پروردگار متعال بر گرده‌ی اینان گذاشته است. عصر بعثت دوباره‌ی انسان آغاز شده است و اینان پیام‌آوران این عصرند و پیام آنان همان كلامی است كه با روح الامین بر قلب مبارك رسول‌الله تجلی یافته و از آنجا بر زبان مباركش جاری شده است. چگونه است كه پروردگار در طول همه‌ی این اعصار، اینان را برای امانتداری خویش برگزیده است؟

صف طویل بچه‌ها با آرامش و اطمینان، وسعت جبهه‌ی فتح را به سوی فتوحات آینده طی می‌كردند و خود را به صف مقدم می‌رساندند... و تو از تماشای آنان سیر نمی‌شوی.

خیلی شگفت‌آور است كه انسان در متن عظیم‌ترین تغییرات تاریخ جهان و در میان سردمداران این تحول زندگی كند و از غفلت هرگز در نیابد كه در كجا و در چه زمانی زیست می‌كند. اینجاست كه تو به ژرفنای این روایت عجیب پی می‌بری و در می‌یابی كه چگونه معرفت امام زمان، شرط خروج از جاهلیت است. ببین كه عصر جاهلیت ثانی چگونه در هم فرو می‌ریزد، و ببین كه چه كسانی راه تاریخ را به سوی نور می‌گشایند. بچه‌های محله‌ی تو و من، همان‌ها كه اینجا و آنجا، در مدرسه و بازار و مسجد و نماز جمعه می‌بینی، با همان سادگی و صفایی كه در دعای توسل اشك می‌ریزند، تكبیرگویان به قلب سپاه دشمن می‌زنند و مكر شیاطین را یكسره بر باد می‌دهند.

شیطان حكومت خویش را بر ضعف‌ها و ترس‌ها و عادات ما بنا كرده است، و اگر تو نترسی و از عادات مذموم خویش دست برداری و ضعف خویش را با كمال خلیفةاللهی جبران كنی، دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست. بگذار آمریكا با مانورهای «ستاره‌ی دریایی» و «جنگ ستاره‌ها» خوش باشد. دریا دل مطمئن این بچه‌هاست و ستاره‌ها نور از ایمان این بچه مسجدی‌ها می‌گیرند، همان‌ها كه در جواب تو می‌گویند: «ما خط را نشكستیم، خدا شكست.» و همه‌ی اسرار در همین كلام نهفته است.

1,352
 
برگرفته از فیلم "ضیافت - رمز پیروزی"
ردیف نام پخش کلیپ اجرا

حجم
(KB)

1 امروز امت بزرگ ما اهل ولایتند. آنان گوش اطاعت به فرمان «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولِی الامر منكم»(2) سپرده‌اند و اینچنین، خداوند وظیفه‌ی تحقق اهداف الهی همه‌ی انبیا را بر گرده‌ی صبور و پُرقدرت آنان نهاده است، و چه شرفی از این بالاتر؟

229
2 راهیان كربلا را بنگر. آنان بال در بال فرشتگان و در فضایی آكنده از تسبیح و سلام و صلوات و بوی گلاب و دود اسفند و در زیر بارانی از نقل و نبات و در پناه سوره‌ی توحید و دعای خیر امام و امت و فرشتگان به سوی جبهه‌ها روانند تا دنباله‌ی باطل را قطع كنند و ریشه‌ی شجره‌ی خبیثه‌ی فتنه را بر كنند و جهان را آماده‌ی ظهور مولایمان سازند. و اینچنین چه عجب، اگر پیشانی‌بندهای آنان را وسیله‌ی تبرك و تقرب سازند و از آن شفا بجویند. مگر نه این است كه اینان راهیان كربلا، اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا هستند و از همین است كه‌ نام خود را راهیان كربلا نهاده‌اند؟

راهیان كربلا را بنگر. آنان بال در بال فرشتگان و در فضایی آكنده از تسبیح و سلام و صلوات و بوی گلاب و دود اسفند و در پناه سوره‌ی توحید و دعای خیر امام و امت و فرشتگان به سوی جبهه‌ها روانند تا دنباله‌ی باطل را قطع كنند و جهان را آماده‌ی ظهور مولایمان سازند.

557
3 سه نسل در كنار یكدیگر: پدران، پسران، و كودكانی كه عهده‌دار بار این نهضت عظیم تا فرداهای روشن ما هستند؛ و در این میان، وظیفه‌ی مادران از همه سنگین‌تر است. دامن پاك آنان حریم قدسی است كه فرزندان امروز و آینده‌ی این امت ابراهیمی از آن به معراج عشق می‌روند. وجود پربركت آنان قلب تپنده‌ای است كه خون صبر و استقامت و وفاداری را در تن این امت بزرگ می‌دواند و اینچنین، حیات ما دم به دم با نفخات جان‌بخش روح القدس تجدید می‌گردد.
 

367
4 حزب الله اهل اطاعت و ولایت است و قدر نعمت می‌شناسد، فداكار است و از مرگ نمی‌ترسد و گوش به فرمان «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم» سپرده است و اینچنین، تو گویی خداوند وظیفه‌ی تحقق اهداف الهی همه‌ی انبیا را بر گرده‌ی صبور و پرقدرت آنان نهاده است، و چه شرفی از این بالاتر؟ حزب الله از جانب خدا مأمور است كه انسان را و جهان را تغییر دهد؛ انسانی كه امروز بیش از هر زمان دیگر گرفتار ظلمت شرك و بت‌پرستی است. در اینچنین دنیایی كه بشر امروز بت خویشتن را می‌پرستد، ظهور حزب الله معجزه‌ای است كه از نفخات قدسی دم مسیحایی امام امت بر می‌آید.

حزب الله پیروز است و پیروزی خویشتن را مدیون فقری است كه در پیشگاه غنی مطلق دارد، و معراج تكامل او این است كه وسیله‌ای در خدمت تحقق اراده‌ی حق باشد و از همین است كه حزب الله اهل اطاعت است و سر به فرمان اولی الامر دارد.

تو گویی هنوز فریاد امیرالمؤ‌منین علی (ع) در پهنه‌ی جاودان تاریخ طنین‌انداز است كه: «كجایند آن قومی كه به اسلام فرا خوانده شدند و پذیرفتند، قرآن را خواندند و بر احكام آن‌ استقامت ورزیدند، به سوی پیكار با دشمن برانگیخته شدند و از سر وله و شیدایی و اشتیاق، همچون شیفتگی ناقه‌ای به فرزندش، اجابت كردند؛ شمشیرها از غلاف بر كشیدند و گرداگرد كره‌ی زمین را گروه گروه و صف اندر صف فرا گرفتند؟»

908
5
«آن كه با نشاط و اشتیاق در صحنه‌ی جهاد به سوی خدا بشتابد همانند تشنه‌كامی است كه به سوی آب می‌رود. بهشت در زیر سایه‌ی نیزه‌ها قرار گرفته است و امروز اخبار پنهان به آزمایش در صحنه‌ی نبرد آشكار می‌گردد، و سوگند به خدا كه اشتیاق من برای رو به رو شدن با دشمن از اشتیاق دشمن به فرار بیش‌تر است.»(٢)

اشتیاق حزب الله برای رو به رو شدن با دشمن از اشتیاق دشمن به فرار بیش‌تر است و تو گویی حضرت علی‌(ع) این خطبه را در شأن حزب الله فرموده است و اگر اینچنین هم باشد عجیب نیست.

صبح پیروزی، در صحنه‌ی عظیم‌ترین وقایع تاریخ، حزب الله مرحله‌ای را به پایان برده و مرحله‌ای دیگر را آغاز كرده است. او خسته نمی‌شود و ملالت را بر قلب استوارش راهی نیست. اینان همان قومی هستند كه درباره‌شان امام كاظم (ع) فرموده‌اند: «مردی از قم قیام می‌كند و مردم را به سوی حق فرا می‌خواند. بر گرد او قومی همچون پاره‌های آهن اجتماع می‌كنند. تندباد حوادث آنان را متزلزل نمی‌سازد، از جنگ خسته نمی‌شوند و نمی‌ترسند، بر خداست كه توكل می‌كنند، و عاقبت از آن متقین است.» آری آن مرد قیام كرده است و آن قوم دلاور نیز بر گرد او اجتماع كرده‌اند و قیام هنوز ادامه دارد، و عاقبت نیز از آن متقین است.

رمز پیروزی این است: یا فاطمة الز‌هرا. رزمندگان در فضای پرنشاطی كه با سلام و صلوات و رایحه‌ی نصرت خدا و پیروزی معنای دیگری یافته است، با قایق خود را به آن سوی رود می‌رسانند.

دشمن حیرت‌زده است كه چگونه دژهای به ظاهر استوار مكر او در برابر تكبیر بسیجی‌هایی كه به‌یكباره و بدون واهمه با آرپی‌جی و كلاشینكف سر می‌رسند، فرو می‌ریزد.
دشمن رمز پیروزی ما را نمی‌داند و از همین است كه هنوز شكست كامل خویش را باور ندارد. حزب الله هر چند وطن خویش را دوست می‌دارد، اما از تعلقات جغرافیایی آزاد است و برای آب و خاك نیست كه می‌جنگد. میهن او اسلام است و ایران را از آن دوست می‌دارد كه درخت ایمان او در خاك مباركش ریشه گرفته است. ایران امروز مركز آن نور مقدسی است كه در ظلمات این عصر درخشیدن گرفته است و فردای تاریخ را تا عصر عدالت جهانی روشن خواهد ساخت.

یكی از اسرا هم‌قطارهای خویش را كه به این سو و آن سوی دهكده گریخته‌اند فرا می‌خواند: «بیایید! اینها لشكریان اسلام هستند، به شما كاری ندارند و هر چه درباره‌شان گفته‌اند دروغ است.»
 

1,667
6 بسیجی عاشق كربلاست، و كربلا را تو مپندار كه شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نام‌ها. نه، كربلا حرم حق است و هیچ‌كس را جز یاران امام حسین راهی به سوی حقیقت نیست.
كربلا، ما را نیز در خیل كربلاییان بپذیر. ما می‌آییم تا بر خاك تو بوسه زنیم و آن‌گاه روانه‌ی دیار قدس شویم.

214
7 اینان مجاهدانی هستند كه خداوند مأموریت تغییر دادن انسان و جهان را بر گرده‌ی صبورشان نهاده است. آنها حزب الله هستند، همانان كه قرن‌ها كره‌ی زمین قدوم مباركشان را انتظار می‌كشید كه بیایند و گره از كار فروبسته‌ی انسان بگشایند، و اكنون اینان آمده‌اند و نصرت خدا را نیز به همراه دارند. رمز پیروزی چیست؟

آنها حزب الله هستند، همان‌ها كه قرن‌ها كره‌ی زمین قدوم مباركشان را انتظار می‌كشید كه بیایند و گره از كار فروبسته‌ی انسان بگشایند. دشمن رمز پیروزی ما را نمی‌داند و از همین است كه هنوز شكست كامل خویش را باور ندارد و می‌پندارد كه توان ایستادن در برابر رزمندگان اسلام را داراست.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 اردیبهشت 1394 11:27 ب.ظ